تبليغاتX
می نویسم پس هستم -

جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387

درود بر دوستان

بچه ها خیلی ازتون ممنونم که به اینجا سر میزنید و نگران حال زینب هستید.سلام همتون رو بهش رسوندم و اون هم به همه ی شما سلام رسوند ،
متاسفانه زینب خیلی سخت نفس می کشه و برای بهتر نفس کشیدن باید از کپسول اکسیژن کمک بگیره ، نیروی جسمانیش خیلی تحلیل رفته بخاطر اینکه خوب نمی تونه غذا بخوره ، به خدا نمی خوام این حرفا رو بزنم که باعث ناراحتیتون بشه ولی زینب مثل شمع داره آب میشه...
بعضی از دوستان خواسته بودند با زینب صحبت کنند ، باید بگم متاسفانه امکان پذیر نیست ، من خودم هر 3 یا 4 روز یه بار میتونم باهاش حرف بزنم ، نه شرایطش برای این کار مناسبه و نه خودش مایله .. من تا اون جایی که میتونم سعی می کنم خوشحالش کنم و بهش امیدواری بدم ،
از همه ی شما سپاسگزارم ، از جل عزیز ، سارا گرامی ، رویا خانوم ، عروس ناز و آرامشش و محمد حامد و سپیده و بقیه..نظراتتون به من خیلی از نظر روحی کمک می کنه..
به امید خدا

نوشته شده توسط زینب در 17:36 |  لینک ثابت   •